بسم الله...
هوالعاشق.
شب پنجم
شب یتیم امام مجتبی علیه السلام و
قصه ی جان دادنش
در آغوش ارباب است.
روضه،
روضه ی عاشقی و
آرام گرفتن کنار معشوق است...
___
ارباب،
آغوش باز کن
به روی نوکر بی پناهی که
تنها شما را دارد.
آغوش باز کن و
جان ناقابلم را
در روضه ات بگیر...
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد...
گروهی برآنند کاین مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد...
ما را در سایت عید غدیر مبارک. دنبال میکنید
برچسب: رمان ارباب تو منم,دانلود رمان ارباب تو منم,منت تو ارباب کشیدن داره,ارباب ارباب تو منو دریاب, نویسنده: بازدید: 109